پاسخ به سوالات و رفع شبهات درمورد شعر «یا علی، گردن بزن»!

فرمودن:

«آخه این چه تاپیکی و این عنوانیه؟ گردن زدن و شمشیر قمه خون ریختن و سربریدن!!!! من اگه بدونم کسی کارش اینه که سر مرغ ببره دیگه دوست ندارم باهاش یه چایی بخورم!»

پاسخ:

علی (ع)، همچون خداست.
خدا میکشد، گردن میزند، آنچه میخواهد میکند.
و این حق است.
ما اعتراضی به گردن زدن امثال علی نداریم، گرچه خود ما را هم گردن بزند.
علی (ع) هرچه کند ستوده است. هرچه کند خیر است و زدودن شر.
شما نمیفهمید!
مردن و خون ریزی چیزی نیست.
ما از این چیزها دیگر نمیترسیم!

————————————-

«دلیل قانع کننده بیار، مثال میزنم برات، یک بچه تو خانواده‌ای بدنیا میاد که پدر و مادرش پلید هستند و براشون مهم نیست از چه راهی پول در میارن و کلا از لحاظ اخلاقیات ساقط هستند. به احتمال زیاد بچه هم دنباله رو اینها میشود و همان رفتار را دنبال میکند، به هر حال استثنائی هم وجود داره. ولی سوال مقصود ما این است چرا باید هلوکاستی انجام بدیم و از دم گردن بزنیم؟
آیا با این گردن زدن به جامعه پویا خواهیم رسید؟
آیا اون جامعه نا سالم اصلاح میشود؟
یعنی با این کار میخواهیم به چه چیزی برسیم؟»

پاسخ:

من از مردم عادی نخواستم که جوی خون راه بیاندازند، دارم از سلطان جهان علی (ع) درخواست و دادخواهی میکنم.
او آنچه به صلاح است خود خواهد کرد. البته اگر به درخواست حقیرانی چون من توجه کند.
ولی من فکر میکنم توجه میکند، چون او علیست! به آنچه میگویم کاملا اعتقاد دارم، وگرنه نمیتوانستم برایش این شعرهای سوزناک را بگویم. آنچه میگویم حقیقت قلبم است. قبلی که در آن غل و غشی نیست. اگر کافرم، فاش میگویم که کافرم، اما دادخواهم بر علی، که آنچه از علی شنیده ام و از تاریخ به ما رسیده است گویاست که انسانی کامل و مردی حقیقی بوده است.

بله کشتن و گردن زدن هم بعضی وقتها لازم است برای زدودن شر و فساد از جهان؛ برای نجات بقیه. مسلما ارزش فاسدان و شروران آنقدر نیست که بقیه قربانی آنها شوند! برای روشن شدن جهان و فراهم شدن شرایط زندگی و سعادت دیگران، گاهی لازم است که رودخانه ای از خون براه بیفتند. ظالمان و پلیدان گاهی قابل اصلاح نیستند و باید بصورت فیزیکی حذف شوند! یا خلاصه هر طور دیگری که تا حد کافی ناکار و بی اثر شوند. مثلا شاید گاهی بیمار شوند، ناقص العضو شوند، تنها و مترود شوند، دیوانه شوند.

علی (ع) خود میداند.
او سلطان است.
او آنچه صلاح باشد خواهد کرد.
شاید هم نیازی به گردن زدن کسی نباشد، ولی از دید بنده فرق خاصی نمیکند!
من از خون و گردن زدن نمیترسم.
البته گفتم این کارها را کسی باید انجام دهد که صلاحیتش را داشته باشد.
خدا یا علی، فرقی نمیکند!
خدا بخواهد همه شان ویران خواهند شد.
جوری که نفهمند چه شد!

————————————-

«این اشعار برای اهل حق هست که حضرت علی رو خدا میدونن
مگه تو اهل حقی؟ »

پاسخ:

با اهل حق آشنا هستم و علاقمند خیلی از عقایدشان، ولی خود از اهل حق نیستم.
بخاطر همین گفتم علی همچون خداست، نه خود خدا.
بهرحال از نظرم فرق چندانی هم نمیکند!
چه فرقی میکند، اگر علی (ع) خدا باشد خب همان خداست
مگر نمیشود مثلا خدا خودش را به شکل انسان دربیاورد و روی زمین بیاید؟ یعنی از قدرت خدا ساخته نیست؟
تاجاییکه میدانم پاره ای از اهل حق هم میگویند که علی مظهر خداست، یعنی محل جلوه و ظهور خدا، و به گمانم یک جورهایی مانند آینه ای که تصویر خدا را در آن میتوان دید. آیا آن تصویر خود خداست؟ دقیقا خود خدا که نیست، ولی نمیتوان گفت که خدا هم نیست. یک چیزیست که مستقیما از خود خداست.

در بند الفاظ و این جزییات نیستم، نه فیلسوف هستم و نه فقیه و اینها.
من به این چیزها اهمیتی نمیدهم. حال هرکس هرچه میخواهد بگوید.
حتی اگر کافر محسوب شوم.
من همینم و بیش از این نیستم.
و در کسی حقانیت و اعتبار زیادی ندیدم.
به کسی اعتماد ندارم.
آنان که دم از خدا و توحید و زهد و تقوا میزنند، برایم قابل درک نیست که چه میگویند و چرا اینقدر روی این چیزها گیرند!
حداقل مردانگی و مرام و شان خدایی را فکر میکنم ذاتا میشناسم. حداقل این چیزیست که ذهن من یاری میکند.
علی خدا هست یا نیست، برای من مهم نیست.
علی علیست. تنها این را میدانم. و خواستارم مرا از بقیهء مسائل معاف کند. هیچ علاقه و انگیزه و اهمیتی برای اینطور مسائل قائل نیستم. ما حدمان همین است. همینقدریم. نمیتوانم از آنچه واقعا هستم بیشتر باشم.

————————————-

«خب این چیزها رو بشر ساخته و توی ذهنش قهرمان و اسطوره پرورونده! تخیلات ذهنی هستش. فرقه عباسیون هم یکجورایی از حضرت عباس خدا ساخته بودن و همین ذهنیت رو در مورد حضرت عباس دارن.
من با یک آخوندی صحبت میکردم میگفت امام زمان با شمشیر جدش امام علی ظهور میکنه و به جنگ و قاتل میره.
میگفت شمشیر ذوالفقار علی مثل قیچی عمل میکنه سر دشمنا رو قطع میکنه! حالا این حرفو از کجاش در آورد خدا میدونه! عزیزم این چیزها رو میبندن. »

پاسخ:

این دیگر به وجدان و حس های درونی شما هم بستگی دارد.
من نمیتوانم با عقل و فرمول و ریاضیات به شما چیزی را در این زمینه ثابت کنم.
بهرحال عالم هستی باید یک خدا و موجوداتی اینچنین برتر داشته باشد، وگرنه که دیگر ارزش بودن و علاقه ورزیدن در این جهان وجود ندارد. همه چیز بی معنا و بی هدف و بی ارزش خواهد شد.
آنچه از حضرت علی (ع) نقل شده و در گفتارهای ایشان در کتابهای مربوطه آمده، آنچه در تاریخ هست، درمورد کمتر کسی دیدم که اینقدر عمیق و تکان دهنده و بی نقص باشد.
کسی که تمام عمرش چنان زیست که براستی اعتقاد داشت، و ذره ای از آن کوتاهی نکرد، ذره ای تردید و تزلزل در او دیده نشد، دروغ نگفت، فریب نداد، عظیم از حقش پایمال شد اما حق موجودی را پایمال نکرد، حتی حق یک مورچه را. مسلما او فراتر از انسانهای عادی بود. و آن قدرت شگفت انگیزش، خود شواهد دیگریست بر این مدعا.
حضرت علی خاص بوده است. همه چیز بر این امر گواهی میدهد. و کمترین ابهام و ایراد را میتوان به شخصی چون ایشان به هر شکل و صورتی وارد کرد!
چه کسی میتواند اینقدر قوی و بی نقص باشد؟
در تاریخ هست؟
با آنکه میدانیم شرایط بسیار سختی هم داشته اند.
این کار یک انسان عادی نیست!

————————————-

اگر علی (ع) هم براستی علی نبوده است (نعوذ بالله) پس بروید به حال خودتان بگریید!
شما نمیفهمید گویا.
جز علی امیدی در این هستی نیست.
جز او کاندیدایی وجود ندارد!
اگر او نباشد، دیگر هیچ امیدی نیست. همه چیز پوچ و بی معناست. زندگی همهء ما بی ارزش است.
این جهان کثیف و زشت، … فقط وجودهای عظیمی چون حضرتش میتواند بدان ارزش و معنا بدهد و جهان را قابل دوست داشتن و زیبا کند.
تشعشع وجود امثال اوست که ما را امیدوار میکند.
او که بر همه چیز میتابد.
بر همه مهر و رحمت میورزد.
حضرت علی واسطهء خداست برای رساندن پیام مهر و رحمتش بر جهان.

دیگر چه کسی میتواند ما را نجات دهد؟

او که هزاران را کشت، اما شمشیرش جز به حق نکشت!
ارادهء او با ارادهء خدا یکی بود.

آیا به حقانیت اسلام اعتقاد دارید یا نه؟
البته نه هر اسلامی.
اگر اعتقادی ندارید که هیچ.
اگر اعتقاد دارید…

چرا کسی چون حضرت علی این نقش را بر عهده داشت؟
چرا کسی چون او چنان قدرتی داشت؟
این تصادفی نیست.

نفهمیدید که کشتن علی با کشتن دیگران تفاوت دارد!
شمشیر علی (ع) شمشیری در دست یک انسان عادی نیست.
حضرت علی (ع) دست خدا بود.
وقتی حضرت علی گردن میزد، این ارادهء مستقیم خداوند بود.
خداوند حیات را آفریده، و حق کشتن نیز دارد. به هر شکلی.
شما این را نمیفهید؟
پس خیلی پرتید.
از دین و عرفان چیز زیادی نفهمیده اید.
لابد حقوق بشر را معتبرتر میدانید.
دین و عرفان را نمیتوان با حقوق بشر ارزیابی کرد!
بی معناست.
از دو جنس متفاوت هستند.
هرچند توافق های زیادی نیز دارند.

چیزی که ظاهرش وحشتناک است لزوما بد نیست، بلکه میتواند خوب هم باشد.
این را بفهمید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>