چرا زبان فارسی هیچوقت نمیتواند با زبان انگلیسی رقابت کند!

خب جوابش نسبتا ساده و روشنه! ما یک دنیا علم و فناوری و منابع و مقالاتش رو داریم، و دانشمندان و متخصصان و افراد خبره و ماهر در این زمینه ها، و اینا تاحالا همشون یا اکثریت مطلق به زبان انگلیسی بودن یا مطلب منتشر کردن، حتی اگر بعضا خودشون زبان مادریشون انگلیسی نبوده. بهرحال شکی نیست که بیشتر مطالب علم و فناوری مدرن به زبان انگلیسی است. بعد این منابع مدام هم در حال رشد و بیشتر شدن و اصلاح و تغییر و تحولات هستن، و بازهم این به زبان انگلیسی است. اصولا جمعیت انگلیسی زبان ها بعلاوهء کسانیکه با این زبان کار و منتشر میکنن از جمعیت ما فارسی زبانها و حتی اکثریت مطلق زبانهای دیگر بیشتره، و حتی زبانهایی با جمعیت بالای یک میلیارد مثل زبان چینی هم میشه نشون داد و ثابت کرد که قدرت رقابت با زبان انگلیسی رو در این زمینه ندارن (مثلا شما تعداد و کیفیت مقاله های ویکیپدیای انگلیسی رو با بقیهء زبانها در ویکیپدیا مقایسه کنید).
ادامه خواندن Continue reading

لذت دانستن!

بچه و نوجوان که بودم اینترنت نبود، کامپیوتر هم به این گستردگی وجود نداشت، در دسترس نبود. اون موقع منابع من برای یادگیری و دانستن فقط به یه مشت کتاب و مجله محدود میشد. مثلا کتابهایی علمی و فنی که توی کتابخانه داشتیم و مال پدرم بود. بعد تعداد زیادی مجلهء دانشمند رو هم داشتیم، تقریبا از اولین نسخه ها تا آخرین نسخه های این مجله رو داشتیم چون پدرم مشتریش بود و همش میخرید.
ادامه خواندن Continue reading

من یک برنامه نویس نیستم!

گاهی خودم هم به این نکته فکر میکردم که من چجور برنامه نویسی هستم، چون تاحالا برنامه های تجاری آنچنانی ننوشته ام، و اغلب برنامه هام کوچک بودن (البته کوچک بودن یک برنامه به لحاظ حجمی لزوما به معنای سطح پایین بودن و سادگی نوشتن اون نیست) و از چیزهایی مثل شیء گرایی و MVC و این حرفا هم درشون استفاده نکردم یا گهگاه و کم و به حالت وصله و پینه ای استفاده کرده ام. اکثر برنامه های بنده برنامه های خاص و غیرکلیشه ای بودن، و بعضیا حتی بنوعی کمیاب یا اولین ها در نوع خودشون حداقل در بین هموطنان.
اما حقیقتش من یک برنامه نویس نیستم! اگر بخوایم تعریف برنامه نویسی رو به شکل حرفه ای اون تعریف کنیم.
ادامه خواندن Continue reading

همه دروغ گفته اند و میگویند!

نظر من این است که همه دروغ گفته اند و میگویند.
همه!
خواسته یا ناخواسته. آگاه یا ناآگاه یا شاید درواقع نیمه آگاه!
هیچکس استثناء نیست.
فرق زیادی نمیکند عنوان و لباس چیست، همه دروغ گفته و میگویند.
بطور مثال دین را برای ما طوری تعریف کردند، اما تجربهء من در زندگی حداقل مقداری و در یکسری چیزها که البته جزیی و کم اهمیت نیستند چیز دیگری بوده است. من راه خویش را رفتم، و از عقل و وجدان و تجربیات خودم در زندگی استفاده کردم. البته از تمامی منابع ممکن دیگر منجمله ادیان متعارف و نامتعارف و مکاتب عرفان نیز بهره برده ام، آنچه بنظرم درست و مفید بوده است را سعی کرده ام آزمون یا استفاده کنم.
ادامه خواندن Continue reading

غلبه بر ترس ها!

ترس ها ما را رنج میدهند، و ضعیف میکنند!
راستش انگار کم کم دارم میفهمم و میرسم به اینکه در ادیان میگویند تنها از خدا بترسید یعنی چه!
ترس های دیگر ما را رنج میدهند، شکنجه میکنند، کیفیت زندگی ما را پایین میاورند، ما را ضعیف میکنند.
ادامه خواندن Continue reading

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است…

بقول شاعر میگه: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است: «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»
کم کم پس از سالها زندگی و تجربه به این نتیجه رسیدم که شاعر (حافظ) درست گفته!
تا میشه باید در زندگی با مردم مدارا کرد. با دوستان هم که حق مروت رو ادا کرد، ولی دوست واقعی این دور و زمونه فکر نمیکنم به این سادگیا پیدا بشه اصولا! چونکه بسیاری از مردم در مادیات و بی بند و باری فرو رفتن. آدمهای سالم کم هستن. منم فقط با آدمای سالم میتونم دوست واقعی بشم. اصلا آدمای ناسالم حتی بین خودشون هم نمیتونن دوستی واقعی داشته باشن.
ادامه خواندن Continue reading

رویاهای صادق!

در زندگیم رویاهای صادق زیاد دیدم.
احتمالا خیلی هاش رو فراموش کردم.
ولی با این حال کم نبوده.
موارد متعدد بوده از حوادث گذشته یا حال یا آینده مطلع شدم که همینطوری خبر نداشتم.
شاید یک دلیل از میان دلایلی که فکر میکنم فراتر از این جسم و جهان مادی و مغز و افکار بشری ما چیز بیشتری هم وجود داره همین باشه.
براستی این خوابها از کجا می آیند از ورای مکان و زمان؟
ادامه خواندن Continue reading

خخخ دشمن در حد سوسک توالت دیگه نوبره!

اخیرا یک بحث نسبتا طولانی و مفصلی در جایی داشتم. راستش کسانیکه منو در اینترنت بشناسن میدونن که آدم اهل بحث و جدل هستم که خیلی وقتا آخرش هم به جاهای باریک میکشه حتی دعوا و فحاشی :D
فکر کنم بخاطر همین افکار متفاوت و روحیهء جنگنده و صراحت و خشونتی که در بحث دارم تاحالا برای خودم دشمن زیاد درست کردم!
این بحث اخیر هم بنظرم از اون دست بود. هرچند آخرش دیگه همه به بن بست رسیدیم و بیخیال شدیم، ولی من اجازه ندادم یه عده با جنگ روانی و مغلطه بتونن حتی فکر کنن که پیروز شدن. خلاصه آخرین پستم رو اونجا زدم و قصد کردم که دیگه بحث رو ادامه ندم، چون در حقیقت چیز بیشتری هم برای بحث کردن باقی نمونده بود و حتی کل کل ها و بد و بیراه ها و توهین های خودمون رو هم قبلا انجام داده بودیم! طرفهای مقابل هم همینطور و معلوم بود دیگه نمیخوان ادامه بدن.
ادامه خواندن Continue reading

نظر من درمورد رنج!

در یک بحث اخیری شخصی میگفت که در این جهان همه رنج خواهند کشید و هیچکس را یارای فرار از آن نیست، و حتی پیامبران الهی هم در این جهان رنج کشیده اند.
درست است. من هم قبول دارم!
اما یک اشتباه و مغلطه ای یا حداقل نقص در مطلبی که اغلب در پس این حرف ها هست وجود دارد این است که مقدار و نوع یا منشاء رنج هم مهم است. درواقع بسیاری از رنج های ما در این جهان ناشی از ضعف و نادانی و اشتباهات خود ماست، و بسیاری از رنج ها قابل اجتناب یا حداقل کاهش به میزان چشمگیری هستند. بسیاری از رنج ها خودساخته و غیرضروری اند.
ادامه خواندن Continue reading