تعریف زیبایی، قدرت، و نیچه!

امروز در یک فرومی کاربری این بحث و سوال رو ایجاد کردن:
«شما جواب بدین!ایا زیبایی وجود خارجی ندارد و مشکل مغزه؟
آیا زیبا فقط به دید چشم هست و همه ما یک جایگاه داریم در این مهم؟
منتظر جوابتون هستم»

و بنده چندین پست مفصل در جواب ایشون زدم، که فکر میکنم بسیار عالی و غنی هستن و فرضیه هایی جدید و زیرکانه رو مطرح کردم، بخاطر همین نوشته های خودم رو در این پست وبلاگم هم درج میکنم.

ادامه خواندن Continue reading

خوابی که شاید نباید گفت…

فکر میکنم بعضی خوابها را نباید گفت، چراکه گویی در آنها اسراری هست.
اسراری از جهان واقعی، و در همین لحظه!
اسراری که اگر بدست دشمن بیفتد میتواند از آنها استفاده کند.
شاید هم دارند مرا امتحان میکنند.
میخواهند من خویش را محک بزنم، آزمون بدهم، که همه چیز را نخواهم گفت!
پس خوابم را نمیگویم.
چون دوست دارم بیشتر ببینم، بیشتر بدانم…

خواب حملۀ نظامی

چند شب پیش خواب دیدم بیرون از خانه بودم در خیابان و اینها. در آسمان چند موشک بالستیک مشاهده شد. من نگاه کردم، دیدم موشک ها به سمت کوه های کرج میرفتند. گفتم وا مصیبتا جنگ شد و ما را دارند با موشک بالستیک میزنند. خیلی نگران بودم که کلاهکشان اتمی نباشد، چون احتمال زیادی میدادم و حس میکردم که حمله باید اتمی باشد (موشک ها شبیه موشک های بالستیک دوربرد یا میان برد اتمی بودند).
ولی خوشبختانه وقتی موشک ها با انفجار کوچکی و روی هوا منفجر شدند دیدم که از آنها تعداد زیادی اعلامیه فرو ریخت که ظاهرا هدفشان این بود در سطح شهر پخش شود و مردم آنها را بخوانند. چندتایی نزدیک من هم فرود آمد که برداشتم و میخواستم بخوانم ببینم چه نوشته…

ادامه خواندن Continue reading

اتصال TCP یعنی چه!

خب در پست های قبل گفتیم که پروتکل IP چیه و بعد برای چی و چطور پروتکلی مثل TCP بر روی اون لایه دیگری رو تشکیل میده.
اما یک اصطلاحی هست که ظاهرا بعضی ها رو دچار پرسش و ابهام و مشکل میکنه؛ اون اینه که میگیم اتصال TCP. خب این اتصال دقیقا یعنی چی؟ در توضیحاتی که ما راجع به پروتکل IP و TCP داده بودیم، اشاره ای به اتصال نشده بود.
وقتی اسم اتصال میاد آدم مثلا یاد سیم هایی میفته که باید بصورت فیزیکی به جایی وصل بشن، یا کلیدها/سویچ های فیزیکی ای که باید وصل بشن تا یک مدار بین دو طرف شکل بگیره. خب در قدیم ارتباطات به همین شکل بوده. مثلا شبکه تلفن معمولی همینطور هست که ابتدا بین دو طرف یک مدار و اتصال الکتریکی واقعی/فیزیکی بوجود میاد، بعد سیگنال های صوتی به سیگنال های الکتریکی تبدیل شده و در طول این مدار جریان پیدا میکنن.
ادامه خواندن Continue reading

جواب پرسش های شبکه (2)

خب به زبان خیلی ساده و مختصر شده میخوام توضیح بدم که ارتباط شبکه/اینترنت چطوری انجام میشه.

خب پایه ای ترین پروتکل اینترنت رو میتونیم پروتکل IP بدونیم.
این پروتکل کارش چیه؟
این پروتکل از یکسری بسته (packet) اطلاعات با فرمت و حداکثر سایز مشخص تشکیل شده. بطور کلی توی این بسته ها آدرس IP گیرنده درج شده و یکسری header ها بعلاوه دیتا.
ادامه خواندن Continue reading

جواب پرسش های شبکه

چون دوست گرامی ای پرسش های متعددی رو در قسمت کامنت مطرح کرده بودن که پاسخ هاشون رو نمیشد در چند خط خلاصه کرد و در بخش کامنت ها جای مناسبی نبود، پاسخهای ایشان را بصورت یک پست مستقل در اینجا درج کردم.

ادامه خواندن Continue reading

سکوت و تنهایی، و حقیقت…

وقتی تنهایی، وقتی سکوت هست، تازه متوجه شگرفی و ترس آور بودن وجود خودت میشوی. در این جهان پر از سکوت؛ پر از خاموشی!
وقتی هیاهو هست، فراموش میکنیم، یادمان میرود، فرصتی نداریم که به این چیزها فکر کنیم.
ادامه خواندن Continue reading

پلیدی که سرنگون شد!

زمانی مردم ایران با دادن خون های بسیار، با رنج و شکنجه ها، شاه مملکت را سرنگون کردند. و براستی چه کار بزرگی، چه واقعهء عظیمی!
آیا دست خدا در آن بود؟ نمیدانم.
اگر از من میپرسید بی گمان چیزهای بزرگی که در این جهان رخ میدهند، به احتمال زیاد ریشه های ماورایی دارند. همه چیز! حتی انقلاب علمی و صنعتی بشر؛ حتی اختراع شدن CPU. بنظر من هرچیز بزرگ و شگرفی، نمودی از ماوراست، حتی نتایج تلاش و ارادهء انسان، چراکه ماده به تنهایی عدد این حرفها نیست! این قدرت ها و وقایع چیزی فراتر از صرف ماده اند.
خودآگاهی ما نیز ماوراییست.
ادامه خواندن Continue reading

جهان فعلی ما و زندگیهای زیبای معلق!

خواب دیدم…
تنهایی به یک کشور خارجی رفته بودم، آنهم یکجورهایی غیرقانونی/قاچاقی!
شاید یک کشوری بود بینابین کشورهای اروپایی و کشورهای شوروی سابق. میتوان گفت کشور خوش آب و هوا و سرسبزی بود. طبیعت آزاد زیاد داشت.
واقعا برای زندگی جای بدی نبود.
مردمش هم زندگی خوبی داشتند. با هم خوب بودند.
ادامه خواندن Continue reading